معنی قاعب
4 بازدید
[ عِ ] (ع ص) باران سخت چنانکه پوست از روی زمین ببرد. (مهذب الاسماء). || گرگ بابانگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). الذئب الصیاح. (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «قاعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر