معنی قاطول
5 بازدید
(اِخ) نام موضعی است بر دجله. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و آن نهری است مجاور قادسیه که گویا از دجله بریده شده است و این نهر پیش از بنای سامرا در آن سرزمین به امر هارون الرشید عباسی جاری گردید و به امر وی بر دهانهٔ آن کاخی بنا کردند و آن را ابوالجند (پدر قشون) نامیدند زیرا آن قصر کنار نهری ساخته شده بود که از آن نهر زمین های بسیار کشت و زرع میشد و آزوقهٔ لشکریان از آن تأمین میگردید. (معجم البلدان ج ۷ ص ۱۴).(اِخ) دهی جزء دهستان ریکان بخش گرمسار شهرستان دماوند. در ۴هزارگزی خاور گرمسار و ۶هزارگزی جنوب راه شوسهٔ تهران به سمنان واقع است. موقع جغرافیائی آن جلگه و معتدل است. ۸۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از حبله رود و محصول آن غلات، بنشن، پنبه، انار، انجیر و شغل اهالی زراعت است. از آثار قدیمه امام زاده ای دارد. راه از طریق اله وردی آباد ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «قاطول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر