معنی قاضی نظامالدین
4 بازدید
[ نِ مُدْ دی ] (اِخ) محمد ولد ارشد مولانا شرف الدین حاجی محمد. در شمار اعاظم فقهای زمان میرزا ابوالقاسم بابر قلمداد میشد ولی قاضی نظام به مزید زهد و تقوی و مهارت در امر درس و فتوی بر اکثر علماء عهد سلطان حسین برتری داشت و مدتی در مدرسهٔ غیاثیه و مدرسهٔ اخلاصیه به مراسم منصب تدریس قیام مینمود و چون از آن منصب استفاده کرد از طرف سلطان به پذیرفتن منصب قضاء هرات تکلیف شد و به وجهی در قطع و فصل قضایای شرعی طریق اجتهاد مسلوک داشت که قصهٔ امانت و دیانت شریح قاضی را منسوخ گردانید. وی در ماه محرم سال ۹۰۰ هـ . ق. وفات یافت. مؤلف حبیب السیر رباعی زیر را در تاریخ وفات وی گفته است: آن کس که شریعت بنظام از وی شد از حکم قضا سجل عمرش طی شد از صفحهٔ دل چو محو شد نام نظام توضیح پذیرفت که فانی کی شد؟ (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۳۴۰).
کلمات همقافیه با «قاضی نظامالدین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر