معنی قاضی لطف‌اللََّه

معنی قاضی لطف‌اللََّه

4 بازدید
[ لُ فُلْ لاه ] (اِخ) (مولانا) قاضیی است دانشمند و در صنایع شعری کمال مهارت داشته و قطع از شاعری مولانا از ولایت بهره داشته و در مناقب سرور اولیاء قصائد نیکو دارد و معاصر امیر تیمور گورکانی است و در قدمگاه مدفون است. این قصیده او راست: حجاب ره آمد جهان و مدارش ز ره تا نیندازدت برمدارش هوای دی و تاب تیرش نیرزد نعیم خزان و نسیم بهارش نه با راحت وصل او رنج قهرش نه با نوش خرمای او نیش خارش رخ دل ز معشوق دنیا بگردان مکن منتظر دیده در انتظارش که هست و بود روز و شب کشته گشته به هر گوشه همچون تو عاشق هزارش که بینی یکی گنده پیر جوان طبع اگر چادرش برکشی از عذارش همه غنج و رنج است فن و فریبش همه بوی و رنگ است نقش و نگارش که دل بردن و بیوفائی است خویش جگر خوردن و جان گدازی است کارش کنار از میان تو او زود گیرد چه خواهی که گیری میان در کنارش نماند ز دستان این زال ایمن تنی کاو بود زور اسفندیارش کسی را که او معتبر کرد روزی بروز دگر کرد بی اعتبارش قبول خرد گر بدی رد نکردی شه اولیاء صاحب ذوالفقارش سلام خداوند دادار داور بر او باد اولاد و آل تبارش * از جود تو خیزد ای شه بافرهنگ از هیبت تو بریزد اندر صف جنگ فیروزه ز کان، درّ ز صدف، لعل ز سنگ تیزی ز سنان، زه ز کمان، پر ز خدنگ. (آتشکدهٔ آذر چ شهیدی ص ۱۴۴).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی لطف‌اللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید