معنی قاضی عمر
[ عُ مَ ] (اِخ) ابن سهلان ساوجی. رجوع به قاضی ساوجی عمر شود.[ عُ مَ ] (اِخ) ابن فخرالدین. رجوع به قاضی بیضاوی عمر شود.[ عُ مَ ] (اِخ) ابن محمود. رجوع به قاضی حمیدی شود.
کلمات همقافیه با «قاضی عمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر