معنی قاضی عضد

معنی قاضی عضد

[ عَ ضُ ] (اِخ) (عضدالدین ایجی) عبدالرحمان بن احمدبن عبدالغفار. امام علامهٔ محقق مدقق شیرازی شافعی. وی به سال ۷۰۰ یا ۷۰۱ هـ . ق. متولد و به سال ۷۵۶ وفات یافت . وی مؤلف المواقف و شرح مختصر ابن حاجب و الفوائد العیاشیه و جز اینها است. در ایج یکی از شهرهای اطراف شیراز به دنیا آمد. از پیشوایان حکمت و عالمان اصول و مبانی عربی و دارای فنون مختلف و در کرامت نفس و اخلاق، عالی و ممتاز بود. ثروت بسیار داشت و از دانشجویان و طلاب دستگیری مینمود. از استادان زمان خود علوم را فراگرفت و همنشین با شیخ زین الدین هیکی شاگرد بیضاوی و جز او بود. و متصدی منصب قضاء ممالک گشت. او را شاگردان بزرگی بود که در اطراف و اکناف شهرت یافتند از جمله شیخ شمس الدین کرمانی و تفتازانی و ضیاء قربی را میتوان نام برد. تاج الدین سبکی گوید: وی بیشتر در شهر سلطانیه اقامت داشت و در روزگار ابوسعید قاضی ممالک گشت و سرانجام به ایج منتقل گردید و در زندان قلعهٔ وریمیان وفات یافت. او راست: ۱- آداب البحث: همهٔ قواعد آن را در ده سطر بیان نموده است و این کتاب در ضمن مجموع من مهمات الفنون به چاپ رسیده. ۲- الالهیات و السمعیات و التذییل از کتاب مواقف و در آن است بخشی از کتاب مواقف که نام برده میشود. این کتاب در لایپزیک به سال ۱۸۴۸ م. چاپ شده است؛ با ملاحظاتی لاتینی از استاد سوارنزن. ۳- الرسالة العضدیة در علم وضع و آن ضمن مجموعه ای است از مهمات الفنون و در مجموعهٔ رقم ۱۰۱. ۴- شرح القاضی العضد علی مختصر المنتهی تألیف ابن حاجب. این دو جزء است و در آستانه به سال ۱۳۰۷ هـ . ق. چاپ شده است. ۵- العقائد العضدیة و آن مختصری است مفید و قاضی پس از ۱۲ روز از پایان آن وفات یافته و آخرین تألیف اوست. ۶- المواقف فی علم الکلام و تحقیق المقاصد و تبیین المرام. این کتاب را برای غیاث الدین وزیر خدابنده تألیف کرد و آن کتابی است گرانمایه و پرارزش که فضلاء بدان اهمیت میدهند. این کتاب با شرح سیدشریف جرجانی بر آن چاپ شده و بخشی از این تألیف به نام الالهیات و السمعیات و التذییل از کتاب مواقف قاضی عضدالدین ایجی با شرح جرجانی سیدشریف میباشد. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی عضد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ضد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید