معنی قاضی ضیاءالدین

معنی قاضی ضیاءالدین

[ ئُدْ دی ] (اِخ) نوراللََّه ولد قاضی درویش محمدبن خواجه شکراللََّه وزیر و برادرزادهٔ قاضی عیسی بود و در ایام حکومت امیرخان در هرات متکفل منصب قضاء شد و چند سال در کمال دیانت به لوازم آن قیام نمود. وی از اقسام فضائل و کمالات بهرهٔ تمام داشت و به جودت طبع و لطافت ذهن موصوف بود. اشعاری دلفریب دارد و در انشاء مکاتیب بی نهایت بلیغ است و از کمک و مساعدت ابناء نوع دریغ ندارد. وی در اوائل شعبان سال ۹۲۷ هـ . ق. وفات یافت و در گازرگاه مدفون گردید و مدت عمرش شصت سال بود. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۶۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی ضیاءالدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید