معنی قاضی سیرافی

معنی قاضی سیرافی

5 بازدید
[ یِ سِ ] (اِخ) حسن بن عبداللََّه بن مرزبان، مکنی به ابوسعید و مشهور به سیرافی معتزلی حنفی که گاهی به قاضی سیرافی نیز موصوف میباشد. از اکابر علوم عربی و در نحو و لغت و شعر و عروض و قوافی و حساب و هندسه و کلام و فقه و حدیث فرائض و قرائت و علوم قرآنی ماهر و متبحر و امام الائمه و شیخ الشیوخ بوده و بالخصوص در نحو بصریان داناترین مردم شناخته شده و نحو را از ابن سراج و لغت را از ابن درید فراگرفته و تمامی فنون مذکور را در بغداد تدریس میکرده و مدت پنجاه سال موافق مذهب ابوحنیفه با کمال درستکاری قضاوت نموده و فتوی داده و بر حکم و قضاء خود اصلاً اجرتی نگرفته بلکه هیچوقت چیزی را از کسی قبول نکرده و با دسترنج عمل کتابت امرار معاش نموده است. و نیز خط بسیار خوبی داشته و همه روزه ده ورق با اجرت ده درهم که مقدار مصارف ضروریات او بوده مینوشته و پیش از نوشتن آن ده ورق حاضر مجلس درس و قضا نشدی. در تمامی آن پنجاه سال مدت قضا هیج مورد طعن و ایراد نبوده و خرده ای بر وی نگرفتند. وی علاوه بر مراتب علمی بسیار عابد و زاهد بود و چهل سال روزه گرفت و تأسف بسیاری بر ایام جوانی خورد. باری سیرافی از کثرت جلالت مورد حسد ابوعلی فارسی و اصحاب وی بوده و میان او و ابوالفرج اصفهانی نیز رقابت و همچشمی بوده است. تألیفاتی دارد. او راست: ۱- اخبار النحاة البصریین. ۲- الاقناع در نحو. این کتاب را خود موفق به اتمامش نشده و پس از وفات او پسرش یوسف آن را به پایان رسانده است. ۳- الفات القطع والوصل. ۴- دریدیة که شرح مقصورهٔ ابن درید است. ۵- شرح کتاب سیبویه که پیش از او نظیری نداشته و به همین جهت بیشتر مورد حسد ابوعلی و دیگر معاصران گردیده است. این کتاب در برلین و قاهره چاپ شده است. ۶- صنعة الشعر و البلاغة. ۷- طبقات النحاة. ۸- المدخل الی کتاب سیبویه. ۹- الوقف و الابتداء. وی در روز دوشنبهٔ دوم رجب سال ۳۶۸ هـ . ق. در دوران خلافت طائع عباسی (۳۵۳ -۳۸۱) در ۸۴ سالگی در بغداد در میان نمازظهر و عصر وفات یافت ودر مقبرهٔ خیزران مدفون گردید. (هدیة الاحباب ص ۱۵۶) (روضات الجنات ص ۲۱۸) (ابن خلکان ج ۱ ص ۱۴۲) (معجم الادباء ج ۸ ص ۱۴۵) (نامهٔ دانشوران ج ۵ ص ۱۲۷) (قاموس الاعلام ترکی ج ۴ ص ۲۷۴۷) (لغات تاریخیة و جغرافیة ج ۴ ص ۹۶) (ریحانة الادب ج ۲ ص ۲۷۴) (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۰۷۱).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی سیرافی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «فی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید