معنی قاضی سلیمان
5 بازدید
[ سُ لَ ] (اِخ) ابن خلف. رجوع به قاضی باجی شود.
کلمات همقافیه با «قاضی سلیمان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر