معنی قاضی سبکی

معنی قاضی سبکی

4 بازدید
[ سُ ] (اِخ) علی بن عبدالکافی بن علی بن تمام بن یوسف بن موسی بن تمام بن حامدبن یحیی بن عمربن عثمان بن علی بن سواربن سلیم انصاری خزرجی سبکی الولاده شافعی الفروع اشعری الاصول، مکنی به ابوالحسن و ملقب به تاج الدین یا تقی الدین. از اکابر علمای عامه و فقیه اصولی، محدث حافظ رجالی منطقی خلافی قاری نحوی لغوی بیانی جدلی حاکم شام و جامع ترین علمای عهد خود بوده و اوحد المجتهدینش می نامیدند. وی پس از جلال الدین قزوینی مدتی با کمال عفت و دیانت قاضی القضاة شام بوده است. او در اول صفر سال ۶۸۳ هـ . ق. در قریهٔ سبک العبید مصر تولد یافت و هر یک از علوم و فنون را از مهرهٔ اساتید آن فن فراگرفت. تألیفاتی دارد که حاکی از دقت نظر و حسن سلیقهٔ اوست. او راست: ۱- الابتهاج (الابهاج) فی شرح المنهاج للنووی. ۲- بیان احکام الربط فی اعتراض الشرط علی الشرط. ۳- التحبیر المهذّب فی تحریر المذهب. ۴- تسریح الناظر فی انعزال المناظر. ۵- الدر النظیم فی تفسیر القرآن العظیم. ۶- رافع الشقاق فی مسئلة الطلاق. ۷- رفع الحاجب عن مختصر ابن الحاجب در اصول. ۸- الرقم الابریزی فی شرح مختصر التبریزی. ۹- السیف المسلول علی من سب الرسول (ص). ۱۰- شفاء السقام (الاسقام) فی زیارة خیر الانام در رد ابن تیمیة که منکر سفر زیارت بوده. این کتاب در حیدرآباد و مصر و قاهره چاپ شده است. ۱۱- شن الغارة علی من انکر السفر للزیارة که به نوشتهٔ بعضی نام دیگر کتاب شفاء الاسقام است. ۱۲- العلم المنشور فی اثبات المشهور. ۱۳- کشف القناع فی افادة الامتناع، و جز اینها که تا ۱۵۰ تألیف بدو نسبت داده اند. سبکی در شعر متوسط بوده. از اوست: ان الولایة لیس فیها راحة الاّ ثلاث یبتغیها العاقل حکم بحق اوازالة باطل ونفع محتاج، سواها باطل. وی به سال ۷۵۰ یا ۷۵۶ هـ . ق. در مصر وفات یافت و چیزی از خود بجا نگذاشت، بلکه معادل ۳۲هزار درهم قرض داشت که پسرانش آن را پرداختند. (روضات الجنات ص ۶۱ و ۴۵۹) (هدیة الاحباب ص ۱۴۷) (درر کامنه ج ۳ ص ۶۳) (طبقات الشافعیه ج ۶ ص ۱۴۶) (قاموس الاعلام ترکی ج ۲ ص ۲۵۳۴) (ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۶۴).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی سبکی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید