معنی قاضی دولتآبادی
4 بازدید
[ دَ لَ ] (اِخ) شهاب الدین یا احمدبن شمس الدین بن عمر هندی که در زمان خود ملقب به ملک العلماء بود. از علما و عرفای قرن نهم هجری است. وی فنون شریعت و طریقت را جامع و در شعر نیز ماهر بود. از اشعار اوست که به یکی از حکام نوشته و کنیزکی از وی درخواست کرده است: این نفس خاکسار که آتش سزای اوست پرباد گشت و لایق بی آب کردن است یک کس چنان فرست که پا بر سرم نهد ریزم همه منی و تکبر که در من است. تألیفاتی دارد. او راست: ۱- ارشاد النحو. ۲- بحر مواج در تفسیر قرآن به فارسی. ۳- بدیع البیان در علم بلاغت. ۴- شرح قصیدهٔ بانت سعاد که به مصدق الفضل معروف و در حیدرآباد هند چاپ شده است. ۵- شرح کافیه. ۶- مناقب السادات. وی به سال ۸۴۸ یا ۸۴۹ هـ . ق. در جونفور (جونپور) یکی از شهرهای هند وفات یافت. (هدیة الاحباب ص ۲۶۲) (قاموس الاعلام ج ۴ ص ۲۸۸۴) (معجم المطبوعات ص ۱۹۰) (ریحانة الادب ج ۲ ص ۳۵۸). و رجوع به احمدبن شمس الدین شود.
کلمات همقافیه با «قاضی دولتآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر