معنی قاضی بیضاوی
5 بازدید
[ یِ بَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عمربن احمد یا محمدبن علی فارسی شیرازی بیضاوی اشعری شافعی، ملقب به ناصرالدین و مکنی به ابوالخیر یا ابوسعید. ادیب منطقی مفسر اصولی محدث مورخ متکلم، از اکابر علمای عهد مغول است. وی با علاّمه و محقق و خواجه نصیر طوسی و نظائر ایشان معاصر بوده و در شهر بیضاء متولد شده و تألیفاتی دارد. او راست: ۱- انوار التنزیل و اسرار التأویل که به تفسیر بیضاوی مشهور است و در میان علماء و ارباب فضل و هنر بسیار مطلوب و معتبر و عهده دار تطبیق آیات قرآنی با قواعد نحوی و در حقیقت تهذیب کشاف است. همین تفسیر منشأ ترقیات علمی و تقرب بیضاوی در نزد سلطان وقت و ارتقای او به مقام قضاء شده بلکه مقام قاضی القضاتی را حیازت نموده است. شیخ بهائی بر این تفسیر حواشی و تعلیقات بسیاری نوشته است. ۲- الایضاح در اصول دین. ۳- تهذیب الاخلاق در تصوف. ۴- شرح التنبیه در فقه. ۵- شرح الکافیه در نحو. ۶- شرح المصابیح در فقه. ۷- شرح مطالع در منطق. ۸- شرح المنتخب در لغت. ۹- طوالع الانوار در توحید و کلام. ۱۰- الغاید القصوی در فقه. ۱۱- لب الالباب فی علم الاعراب، و این مختصر کافیه است. ۱۲- مطالع الانظار در توحید و کلام. ۱۳- منهاج الوصول الی علم الاصول در اصول فقه . ۱۴- نظام التواریخ که به گمان بعضی از همین بیضاوی است ولی به نوشتهٔ قاموس الاعلام نگارش ابوسعید بیضاوی است. وی به سال ۶۸۳ یا ۶۸۵ یا ۶۹۱ یا ۶۹۲ یا ۶۹۶ هـ . ق. در تبریز وفات یافت و در گورستان چرنداب مدفون گردید. (روضات الجنات ص ۴۵۴) (نامهٔ دانشوران ج ۴ ص ۱۲۵) (قاموس الاعلام ج ۲ ص ۱۴۴۰) (طبقات الشافعیه ج ۵ ص ۵۹) (هدیة الاحباب ص ۱۱۰).[ یِ بَ ] (اِخ) عمربن فخرالدین محمد، مکنی به ابوالقاسم. از افاضل روزگار و مشاهیر دیار بوده و در فارس قضاوت داشته است. وی به سال ۶۷۲ هـ . ق. وفات یافت. او غیر از قاضی بیضاوی مشهور است. (آثار عجم ص ۲۳۸) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۴۴).
کلمات همقافیه با «قاضی بیضاوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر