معنی قاضی باجی

معنی قاضی باجی

4 بازدید
(اِخ) سلیمان بن خلف بن سعد، مکنی به ابوالولید مالکی. اندلسی فقیهی است حافظ، مفسر، متکلم ادیب، شاعر، از اکابر علمای اندلس که در فقه و حدیث و اکثر فنون دیگر وحید عصر خود بوده است. وی نخست در اندلس اقامت داشت پس سه سال در مکه و سه سال در بغداد ماند و به تدریس فقه و نشر احادیث نبوی پرداخت و عاقبت باز به اندلس برگشت و به منصب قضا پرداخت. وی در شب پنجشنبه ۱۹ رجب سال ۴۷۴ یا ۴۹۴ هـ . ق. در شهر مریه از شهرهای اندلس وفات یافت. او راست: ۱- احکام الفصول فی احکام الاصول. ۲- الاشارة در اصول فقه. ۳- الایماء در فلسفه. ۴- التسدید الی معرفة التوحید. ۵- التعدیل و التجریح فی من روی عنه البخاری فی الصحیح. ۶- تفسیر القرآن. ۷- سنن المنهاج. ۸- شرح الموطأ. ۹- مسائل الخلاف. ۱۰- الناسخ والمنسوخ و جز اینها. (معجم الادباء ص ۲۴۶) (معجم المطبوعات ۵۱۱) (لغات تاریخیة) (جغرافیه ج ۱ ص ۷۹ و روضات ص ۳۲۷ و ابن خلکان ج ۱ ص ۲۳۱) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۱۳۴) رجوع به سلیمان بن خلف شود.

کلمات هم‌قافیه با «قاضی باجی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید