معنی قاضی اسطخری

معنی قاضی اسطخری

4 بازدید
[ اِ طَ ] (اِخ) حسن بن احمدبن زیدبن عیسی، مکنی به ابوسعید. از اکابر فقهای شافعیان و رؤسای ایشان و قاضی قم بوده و چندی عمل احتساب بغداد را مباشرت نمود. و از طرف مقتدر عباسی به قضاء سجستان منصوب شده و در مناکحات ایشان بازرسی کرده و اکثر آنها را که بی اجازه و امضای ولی وقوع یافته بوده الغاء نموده است. تألیفاتی در فقه دارد. او راست: ۱- الاقضیة. ۲- الشروط و الوثاق. ۳- الفرائض الکبیر. ۴- المحاضر و السجلات. وی در ماه شعبان یا جمادی الآخر سال ۳۲۸ هـ . ق. در ۸۴ سالگی وفات یافت. (نامهٔ دانشوران ج ۵ ص ۴۹) (ابن خلکان ج ۱ ص ۱۴۱) (فهرست ابن الندیم ص ۳۰۰) (طبقات الشافعیة ج ۲ ص ۱۹۳) (ریحانة الادب ج ۱ ص ۸۴).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی اسطخری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید