معنی قاضی اختیارالدین حسن

معنی قاضی اختیارالدین حسن

5 بازدید
[ اِ رُدْ دی حَ سَ ] (اِخ) ولد قاضی غیاث الدین تربتی است و بوفور فضائل و کمالات از سایر قضات ممتاز بود. در اوقات جوانی از ولایت زاوه و محولات به هرات آمد و به تحصیل علوم دین پرداخت، و در اندک زمانی ترقی بسیار کرد و همت بر نوشتن فتوی و تحریر چک و سجلات گماشت و در فن انشاء و شعر و معما نیز وقوف پیدا کرد و در اواخر زمان سلطان حسین میرزا به منصب قضا رسید و پایهٔ قدر و منزلتش از اقران و امثال درگذشت و به واسطهٔ کمال فراست و کیاست و رعایت لوازم امانت و دیانت از همهٔ قضات هرات اختیار و اعتبار بیشتر یافت. وی در وقت استیلاء ابوالفتح محمدخان شیبانی نیز به آن امر منصوب بود و پس از کشته شدن آن پادشاه به وطن اصلی شتافت و به زراعت و کشاورزی پرداخت و در اوائل سال ۹۲۸ هـ . ق. وفات یافت و در قصبهٔ تربت به مقبرهٔ خانوادگی خود مدفون گشت. از تألیفات او کتاب اقتباسات و مختار الاختیار در میان فضلاء شهرت دارد و در تاریخ منبری که از سنگ مرمر امیر علی شیر در مسجد جامع هرات ساخت این قطعه از او مسطور است: از همت بزرگی شد منبری مکمل کز غایت ترفع بر عرش سرکشیده هرگز کسی ندیده منبر به سنگ مرمر تاریخ شد همان کو هرگز کسی ندیده. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۳۵۶).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی اختیارالدین حسن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید