معنی قاضیگری
4 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) شغل قضا: گفت... ای ابوالقاسم یاد دار قوّادی به از قاضی گری است. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «قاضیگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر