معنی قاضی‌زادهٔ رومی

معنی قاضی‌زادهٔ رومی

4 بازدید
[ دَ / دِ یِ ] (اِخ) (قاسم افندی) ابوالفتح مشهور به قاضی زادهٔ رومی از علمای نامدار عصر سلطان محمدخان ثانی و مورد مهر آن پادشاه بود و در دربار وی بارها با دانشمندان معاصر مباحثاتی داشته است. پدرش قاضی قسطمونی وخود قبل از ورود به استانبول ابتداء در یکی از مدارس هشتگانه به تدریس پرداخت و بعد قاضی شهر بروسه گردید. هنگام جلوس سلطان بایزیدخان، دوباره به قضای بروسه منصوب گردید و چون نپذیرفت به اجبار بدانسوی فرستاده شد و به سال ۸۸۹ هـ . ق. در همان شهر درگذشت. وی در علوم ریاضی دستی توانا داشت و هنگام سیاحت در سمرقند گویا در مدرسهٔ مشهور الغ بیک به تحصیل علوم و فنون پرداخته است. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «قاضی‌زادهٔ رومی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید