معنی قاضیزادهٔ حنفی
4 بازدید
[ دَ / دِ یِ حَ نَ ] (اِخ) احمدبن بدرالدین قودر. ملقب به شمس الدین و مشهور به قاضی زاده مفتی حنفی. پدرش در دولت سلطان بایزیدخان قاضی شهر ادرنه بود. وی در دامان پدر پرورش یافت و نزد دانشمندان روز به فراگرفتن علوم همت گماشت و در مدرسه های بروسا و قسطنطنیه و ادرنه به تدریس پرداخت. سپس منصب قضاء حلب به او محول گشت و آنگاه قاضی عسکر ولایت روم ایلی گردید سرانجام مفتی دارالسلطنه شد و در منصب افتاء و تدریس تا هنگام مرگ ماند. وی به درس و بحث و مطالعه اهمیت فراوانی میداد. او راست: ۱- شرح الهدایه از اول کتاب وکالت تا آخر ابواب فقه. ۲- حاشیه بر شرح شریف بر مفتاح. ۳- حاشیهٔ تجرید و رساله های دیگر. ۴- نتایج الافکار فی کشف الرموز و الاسرار و آن تکمله ای است بر شرح هدایه در فقه حنفی. این کتاب با کتاب فتح القدیر للعاجز الفقیر کمال الدین در لکنهو به سال ۱۲۹۲ هـ . ق. / ۱۸۷۵ م. چاپ شده است. (معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۴۸۸).
کلمات همقافیه با «قاضیزادهٔ حنفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر