معنی قاضیالقضاتی
5 بازدید
[ ضِلْ قُ ] (حامص مرکب) شغل رئیس قاضیان. قضاء: این احمد مردی بود که با قاضی القضاتی وزارت داشت. (تاریخ بیهقی). چون کارها قرار گیرد قاضی قضاتی نسا و طوس تو داری. (تاریخ بیهقی). از نیابت وزارت و قاضی القضاتی و نقیب النقبائی و غیر آن. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۴۲).
کلمات همقافیه با «قاضیالقضاتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر