معنی قاضیالجن
4 بازدید
[ ضِلْ جِ ن ن ] (اِخ) محمدبن عبداللََّه بن علاثةبن مالک کلابی حرانی عقیلی، مکنی به ابوالیسیر. از اهل حران بوده و در زمان مهدی عباسی (۱۵۸ -۱۶۹ هـ . ق.). به قضاء سمت شرقی بغداد منصوب و از اوزاعی و نظائر وی روایت کرده و عبداللََّه بن مبارک نیز از وی روایت میکند. پس از تصدی امر قضاوت سفیان ثوری که از یاران وی بوده از او اعراض کرده و اذن ملاقاتش نیز نمیداده تا آنکه روزی بعد از اصرار تمام به واسطهٔ عماربن محمد خواهرزادهٔ سفیان پیش او رفته لکن سفیان نخست توجهی بدو نکرده و عاقبت بدو گفت یا ابن علاثة آیا تحصیل علم کردن تو فقط برای این (شغل قضاء) بود. و اللََّه اگر یک درهم ماهی خریده و در کوچه های کوفه ماهی فروشی میکردی بهتر از این شغل بودی. مؤلف تاریخ بغداد او را با وثاقت ستوده و گوید قاضی جن گفتن او برای آن بوده که در میان حران و حصار مسلمة چاهی بوده که هر کس از آب آن میخورد جن زده شده و غشوه اش عارض میگشت تا آنکه محمدبن عبداللََّه بر سر آن چاه ایستاده و جن را خطاب کرد و گفت: ای گروه جن ما در میان شما و انسان بدین روش قضاوت نمودیم که این چاه روزها مال انسان و شبها از آن شما باشد. بعد از آن هر کسی که در روز از آب آن چاه میخورد دیگر آسیبی نمیدید. وی به سال ۱۶۸ هـ . ق. یا در حدود ۱۶۳ وفات کرد. (تاریخ بغداد ج ۵ ص ۳۸۸) (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۴).
کلمات همقافیه با «قاضیالجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر