معنی قاضب
5 بازدید
[ ضِ ] (ع ص) قاطع. بران. برنده: سیف قاضب؛ شمشیر بران. (ناظم الاطباء). ج، قواضب و قُضب.
کلمات همقافیه با «قاضب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضب» برای سرودن شعر