معنی قاصرة
7 بازدید
[ صِ رَ ] (ع ص) مؤنث قاصر. کوتاه. رجوع به قاصر شود.[ صِ رِ ] (اِخ) شهری است در سرزمین روم. (معجم البلدان ج ۷ ص ۱۳).
کلمات همقافیه با «قاصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر