معنی قاصب
6 بازدید
[ صِ ] (ع ص) نعت فاعلی از قصب. نای زن. نی نواز. (ناظم الاطباء). || برندهٔ گوشت و روده. || رعد آوازکننده. تندر با بانگ. || شتر بازایستاده از آب پیش از سیری. مذکر و مؤنث در وی یکسان است. گفته میشود بعیر قاصب و ناقة قاصب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). || شتر گشن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قاصب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صب» برای سرودن شعر