معنی قاشانی

معنی قاشانی

4 بازدید
[ نی ی ] (ص نسبی) نسبت است به قاشان و آن دهی است از دهات هرات و آن را باشان نیز گویند. (روضات چ ۱ ص ۵۴). || نسبت است به قاشان و آن معرب کاشان، شهری است معروف نزدیک قم. (الانساب سمعانی). رجوع به کاشان شود.
(اِ) کاشی. آجر کاشی: و کان نزولی باصفهان فی زاویة تنسب للشیخ علی بن سهل تلمیذ الجنید و بها حمام عجیب مفروش بالرخام و حیطانه بالقاشانی. (ابن بطوطه). حیطانها [ حیطان المدارس و الخوانق و الزوایا بالنجف ] بالقاشانی و هو شبه الزلیج عندنا لکن لونه اشرق و نقشه احسن. (ابن بطوطه).
(اِخ) ابراهیم بن عبداللََّه، مکنی به ابواسحاق منسوب به کاشان قم. وی از ابی مصعب احمدبن ابی بکر نهری روایت دارد و از او محمدبن ابراهیم. (الانساب سمعانی).
(اِخ) احمدبن موسی بن عیسی فراز قاضی. وی در شهر کاشان به شغل قضاء منصوب شد. از ابراهیم حسن همدانی روایت کند و ابوبکر محمدبن ابراهیم بن مقری از وی روایت دارد. (الانساب سمعانی).
(اِخ) اسعدبن حمید، ملقب به قاشانی از محدثان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۱).
(اِخ) جعفربن محمدبن محمد رازی، مکنی به ابومحمد. از دانشمندان است. ابوسهل هارون بن احمد استرابادی از وی روایت کند. (الانساب سمعانی).
(اِخ) عبدالرحمن بن حسن ملقب به قاشانی. از محدثان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۱).
(اِخ) عبداللََّه بن حسین، ملقب به قاشانی. از محدثان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۱).
(اِخ) علی بن ابی سعید، ملقب به قاشانی. از محدثان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۱).
(اِخ) علی بن زید قاشانی. از قدماست. ابن ماکولا گوید: وی یکی از فضلاء مشهور است. (الانساب سمعانی).
(اِخ) علی بن محمد، ملقب به قاشانی. از محدثان است. (ریحانة الادب ج ۳ ص ۲۶۱).
(اِخ) فضل اللََّه بن علی علوی حسین قاشانی. از علماء است. من در سفرم به کاشان و اصفهان محضر او را درک کردم و از وی روایاتی نوشتم و بخشی از اشعار او را اخذ کردم. (الانساب سمعانی).
(اِخ) کمال الدین عبدالرزاق بن ابی الفضائل. از دانشمندان است. (متوفی ۷۵۱ هـ . ق.) او راست: ۱- شرح علی فصوص الحکم محیی الدین العربی در تصوف طبع سنگی مطبوع در بارونیه به سال ۱۳۰۹ هـ . ق. دارای ۲۵۸ صفحه و طبع سنگی مصر به سال ۱۳۲۱ دارای ۲۸۴ صفحه. ۲- شرح منازل السایرین هروی حنبلی در تصوف و در دنبالهٔ آن کتاب فصوص شیخ صدرالدین قونوی است. این کتاب در ایران به سال ۱۳۱۵ در ۳۰۰ صفحه به چاپ رسیده است. (معجم المطبوعات ستون ۱۴۸۶).
(اِخ) محسن فیض کاشانی. محدث و محقق معروف متوفی ۱۰۹۱ هـ . ق. رجوع به فیض کاشانی شود.
(اِخ) محمدبن اسحاق، مکنی به ابوبکر. از فقهای شافعی است وی در اول از فقهای داودی بود پس از آن به مذهب شافعی گرائید و در آن مذهب ریاست یافت. و از اوست: ۱- کتاب الرد علی داود فی ابطال القیاس. ۲- کتاب اثبات القیاس. ۳- کتاب الفتیا الکبیر. ۴- کتاب صور. ۵- کتاب الفتیا. ۶- کتاب اصول الفتیا. (ابن الندیم).

کلمات هم‌قافیه با «قاشانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید