معنی قاسم نجفی
6 بازدید
[ سِ مِ نَ جَ ] (اِخ) (امیر...) از اشراف سادات جرجان است که منصب نقابت آن ولایت به وی مفوض گشت و با امانت و درستی به تحقیق انساب سادات آن نواحی همت گماشت. (حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۶۱۳).
کلمات همقافیه با «قاسم نجفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر