معنی قاسم عجلی
[ سِ مِ عِ ] (اِخ) رجوع به قاسم بن عیسی بن ادریس و قاسم بن یوسف و قاسم بن ادریس شود.[ سِ مِ عِ ] (اِخ) ابن ادریس، مکنی به ابودلف. یکی از سرداران مأمون خلیفه بود که از جانب او به سال ۲۱۰ هـ . ق. ۸۲۵ م. به حکومت همدان منصوب گردید و این حکومت به ارث به پسر و نوادگان او رسید. عمربن عبدالعزیز به سال ۲۸۱ هـ . ق. اصفهان و نهاوند را نیز ضمیمهٔ قلمرو حکومت خود کرد. (ترجمهٔ طبقات سلاطین سلام لین پول ص ۱۱۲).
کلمات همقافیه با «قاسم عجلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر