معنی قاسم عاصم
5 بازدید
[ سِ مِ صِ ] (اِخ) (ملا...) جوانی فقیر و نامراد است و نظمی نیز میگوید از اوست این مطلع: یاد روزی که ز خیل و حشمت میبودم متصل سایه صفت در قدمت میبودم. (ترجمهٔ مجالس النفائس چ ۱۳۲۴ ص ۱۶۵).
کلمات همقافیه با «قاسم عاصم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صم» برای سرودن شعر