معنی قاسم صدرالافاضل
5 بازدید
[ سِ مِ صَ رُلْ اَ ضِ ] (اِخ) ابن حسین بن احمد خوارزمی مجدالدین (۵۵۵ -۶۱۷ هـ .ق.). از مردم خوارزم و یکی از دانشمندان ادب عرب و از فقیهان حنفی است که در ایلغار تاتار کشته شده است. تألیفاتی دارد. از اوست: ۱- شرح المفصل للزمخشری در سه مجلد. ۲- ضرام السقط در شرح سقط الزند معری. ۳- التوضیح در شرح مقامات. ۴- بدایع الملح. ۵- الزوایا و الخبایا در نحو. ۶- السر در اعراب. ۷- المحصل فی البیان. ۸- شرح بر تاریخ یمینی محمدبن عبدالجبار عتبی. و شعرهائی نیز دارد. رجوع به الاعلام ابن قاضی شهبه خطی و الفوائد البهیه ص ۱۵۳ و بغیة الوعاة ص ۳۷۶ و شروح سقط الزند، مقدمة و الجواهر المضیئة ج ۱ ص ۴۱۰ و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۸ و کشف الظنون چ ۱۹۴۳ م. ج ۲ ستون ۱۶۱۵ و ۱۷۸۹ و ۱۷۷۵ و ۳۰۵۲ و ۳۹۹۲ شود.
کلمات همقافیه با «قاسم صدرالافاضل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضل» برای سرودن شعر