معنی قاسم حمودی

معنی قاسم حمودی

5 بازدید
[ سِ حَ مْ مو دی ی ] (اِخ) ابن حمودبن میمون ادریسی حسنی ملقب به مأمون (۳۵۱ -۴۳۱) دومین شاه از شاهان دولت حمودی قرطبه است. سلیمان بن حکم اموی حکومت جزیرهٔ سبز (خضراء) را به وی داد. برادر وی علی بن حمود بر سلیمان شورید و اندلس را تصرف کرد و به خلافت بر او بیعت کردند. و به سال ۴۰۸ هـ . ق. علی وفات کرد قاسم به جای برادر به خلافت رسید و قرطبه را مرکز خود قرار داد. وی مردی خوش اخلاق و پاک سرشت بود. مردم در زمان او در رفاه و آسایش و امان زیستند. فرزند برادرش یحیی بن علی در مالقه به سال ۴۱۲ هـ . ق. بیعت خود را شکست و به دنبال این شورش قاسم از قرطبه بدون جنگ بیرون رفت و در اشبیلیه سکونت گزید و مردم را گرد خود جمع کرد و از بعض طوایف بربری دلجوئی نمود و با کمک آنان به سوی قرطبه هجوم آورد و به سال ۴۱۳ بدان شهر وارد گردید ولی کارش سامان نیافت و به سوی شریس رفت. یحیی او را گرفت و در مالقه زندانی کرد. وی در زندان به سال ۴۳۱ هـ . ق. وفات یافت. رجوع به سیر النبلاء خطی طبقهٔ ۲۲ و ابن اثیر ج ۹ ص ۹۴ و جذوة المقتبس ص ۲۲ و الذخیره ج ۲ از قسم اول ص ۱۲ و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۹ و ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام ص ۱۶ شود. ابن حمود چهارمین از امیران حمودی اموی اندلس است. وی از سال ۴۱۳ تا ۴۱۶ هـ . ق. (۱۰۲۲ -۱۰۲۵م) خلیفه بود. (ترجمهٔ طبقات سلاطین اسلام).
[ سِ مِ حَ مْ مو ] (اِخ) ابن محمدبن قاسم بن حمود از امیران و حاکمان اخیر حمودیان اندلس است. بعضی از مورخان وی را آخرین امیر حمودی اندلس شمرده اند که پس از وفات پدر به سال ۴۴۰ هـ . ق. به حکومت جزیرهٔ خضرا رسید و شش سال این فرمانروائی استمرار داشت تا عبادبن محمد معتضد لخمی فرمانروای اشبیله به سال ۴۴۶ وی را از آن جزیره بیرون راند و خواست وسیلهٔ سفر او را به هر جا که بخواهد آماده کند. وی مریه را برگزید و در آنجا تا هنگام مرگ بماند. او به عنوان خلیفه ملقب نشد و به سال ۴۴۶ وفات یافت. رجوع به البیان المغرب ص ۲۱۸، ۲۳۰، ۲۳۱، ۲۴۲ و جمهرة الانساب ص ۴۵ و زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۱۶ شود.

کلمات هم‌قافیه با «قاسم حمودی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید