معنی قاسم ثقفی
5 بازدید
[ سِ مِ ثَ قَ ] (اِخ) ابن امیةبن ابی الصلت. پدرش قبل از بعثت پیغمبر از پیمبری و بعثت یاد میکرد و تا زمان بعثت پیغمبر زنده بود ولی شقاوت بر او مستولی گردید و اسلام نیاورد، بلکه دربارهٔ اهل بدر با اشعار معروف خود مرثیه گفت و تا هنگام مرگ به کفر خود باقی بود، و گفته اند به سال نهم هجری وفات یافت. پسر وی قاسم را مرزبانی در معجم الشعراء یاد کرده است. قاسم علی القاعده در زمرهٔ صحابه بوده است زیرا به طوری که مکرر گفته شده کسی از قریش و ثقیف در مکه و طائف نماند مگر آنکه اسلام آورد. (الاصابة جزء ۳ قسم ۱ ص ۲۱۳).[ سِ مِ ثَ قَ ] (اِخ) رجوع به قاسم بن ربیعه شود.
کلمات همقافیه با «قاسم ثقفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر