معنی قاسم بیانی

معنی قاسم بیانی

4 بازدید
[ سِ بَ نی ی ] (اِخ) ابن اصبغ بن محمدبن یوسف بن ناسج بن عطاء، بندهٔ ولیدبن عبدالملک بن مروان است. وی از بیانه از توابع قرطبه در اندلس است، در قرطبه از بقی بن مخلد و محمدبن وضاح روایت شنیده و آنگاه به مکه و عراق و مصر کوچ کرده و از ابن ابی الدنیا و کبار روایت اخذ کرده و در فقه و حدیث و نحو و شعر دستی داشته و بر کتاب ابوداود تصنیف دارد. وی به سال ۱۴۴ هـ . ق. در ۹۳ سالگی وفات یافت. (تاج العروس «ب ی ن»).
[ سِ بَ نی ی ] (اِخ) ابن محمدبن قاسم اندلسی نوهٔ قاسم بیانی معروف. از علماء است. ابوعمرو احمد فرزند او از او روایت دارد. و احمد خود از مشایخ ابن حزم است. (تاج العروس «ب ی ن»).
[ سِ بَ نی ی ] (اِخ) ابن محمدبن قاسم ابن محمدبن سیار اموی اندلسی قرطبی، مکنی به ابومحمد از بزرگان فقیهان و محدثان اندلس است. وی بندهٔ ولیدبن عبدالملک خلیفهٔ اموی بود و از مجتهدانی است که قائل به حجة و نظر است. از تألیفات او کتاب «ایضاح» است در رد بر مقلدان. وی منسوب است به بیانه اندلس و در قرطبه به دنیا آمده و هم در آنجا به سال ۲۷۶ هـ . ق. درگذشته است. رجوع به تذکرة الحفاظ ج ۲ ص ۱۹۹ و شذرات ج ۲ ص ۱۷۰ و جذوة المقتبس ۳۱۰ و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۱۶ شود. در تاج العروس آمده است: قاسم بن محمدبن قاسم بن سیار اندلسی از دانشمندان است. وی به مذهب شافعی مایل بوده و بامزنی و جز او مصاحبت داشت. به سال ۲۲۸ هـ . ق. وفات یافت. فرزندش احمدبن محمدبن قاسم از او روایت دارد. (تاج العروس «ب ی ن»).
[ سِ بَ نی ی ] (اِخ) خیرالدین بن محمد حنفی بغدادی مشهور به بیانی و مکنی به ابوالخیر از اهل بغداد و متصوف و عالم به حدیث و تفسیر بود. کتابهائی در تصوف و وعظ و کلام تألیف کرده و از کسانی که پس از مرگش برای وی مرثیه سروده اند یکی معروف رصافی و دیگر جمیل صدقی رهاوی است. او به سال ۱۳۲۰ هـ . ق. وفات یافت. رجوع به لب اللباب ج ۱ ص ۱۱۹ و فی عشائر العراق ج ۱ ص ۳۱۶ و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۶ ص ۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «قاسم بیانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید