معنی قاسم انوار

معنی قاسم انوار

4 بازدید
[ سِ مِ اَنْ ] (اِخ) سید علی بن نصربن هارون بن ابوالقاسم حسینی یا موسوی تبریزی ملقب به معین الدین یا صفی الدین و متخلص به قاسم و مشهور به قاسمی و شاه قاسم، عارفی است فاضل و شاعری است ماهر از اکابر صوفیه و عرفای قرن نهم هجری که در اصول طریقت و سیر و سلوک دست ارادت به سلطان صدرالدین موسی بن شیخ صفی الدین سید اسحاق اردبیلی جد سلاطین صفویه داده و در خدمت آن پیر روشن ضمیر ریاضات بسیاری کشیده و هم از طرف او به قاسم الانوار ملقب گردیده و صحبت شاه نعمت اللََّه ولی ماهانی را نیز دریافته و در قزوین و سمرقند و گیلان و هرات و خراسان سیاحتها کرده و در هرات به ارشاد عباد آغازیده و محل توجه عامه گردیده و نفوذ بسیار داشته و به همین جهت شاهرخ میرزا به هراس افتاده و صلاح شاه را در بیرون شدن قاسم از هرات دیدند. قاسم مدتی در بلخ و سمرقند روزگار گذرانید و مشمول عنایت الغ بیک گردید و سرانجام در اثنای مراجعت به وطن خود در قریه خرجرد یا قصبهٔ لنکر جام از توابع نیشابور به مناسبت لطافت آب و هوا اقامت کرد و به سال ۸۳۵ یا ۸۳۷ یا ۸۳۸ هـ . ق. در همانجا وفات یافت و در اواخر قرن نهم به امر امیرعلی شیرنوائی عمارتی زیبا بر قبر وی بنا کردند. وی تألیفاتی دارد. او راست: ۱- انیس العاشقین. این کتاب مثنوی فارسی است. ۲- تذکرة الاولیاء یا مقامات العارفین و این نیز مثنوی است. ۳- دیوان شعر مشتمل بر غزلیات و قطعات و رباعیات و این دیوانی است نیکو و بیشتر آن در تصوف و نصیحت است و یک نسخه خطی آن به ضمیمهٔ دیوان حافظ به شمارهٔ ۲۰۲ و یک نسخهٔ دیگر که علاوه بر غزلیات و قطعات و رباعیات او شامل دو مثنوی مذکور هم هست و در حاشیهٔ دیوان کمال خجندی از اول تا آخر نوشته شده اند به شمارهٔ ۲۶۶ در کتابخانهٔ مدرسهٔ سپهسالار جدید تهران موجود است. این اشعار از اوست: از هر طرفی چهره گشائی که منم در هر صفتی جلوه گر آئی که منم با اینهمه گه گاه غلط می افتم نادان کس و بله روستائی که منم. * نمیتوان خبری داد از حقیقت دوست ولی بروی حقیقت حقیقت همه اوست. * از مسجد و میخانه وز کعبه و بتخانه مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه. * در ملک عاشقی که دو عالم طفیل اوست آن کس قدم نهاد که اول ز سر گذشت * قضا شخصی است پنج انگشت دارد چو خواهد از کسی کامی برآرد دو بر چشمش نهد وآنگه دو بر گوش یکی بر لب نهد گوید که خاموش. * از افق مکرمت صبح سعادت دمید محو مجازات شد شاه حقیقت رسید راه به وحدت نبرد هر که نشد در طلب جملهٔ ذرات را از دل و از جان برید * در حرم وصل دوست زنده دلی راه یافت کز همه خلق جهان بار ملامت کشید وصلت اللََّه یافت قاسم و ناگاه یافت زآنکه به شمشیر لا از همه عالم برید. * قاسم انوار چهار مرتبه پیاده به حج رفته و دو دفعهٔ آن را با پای برهنه بوده است. رجوع به هدیة الاحباب ص ۲۱۴ و مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۲۷ و قاموس الاعلام ترکی ج ۵ ص ۳۵۳۲ و سفینه ص ۱۷۵ و حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۶۱۷ و ج ۴ ص ۶ و ۷ و ۱۰ و ۱۱ و ریحانة الادب شود. جامی گوید اهل روزگار در قبول و انکار وی دو فرقه اند و از وی دو اثر مانده است، یکی دیوان اشعار مشتمل بر حقائق و اسرار وی که انوار کشف و عرفان و آثار ذوق و وجدان از آن ظاهر است و دیگر جماعتی که خود را منسوب به وی میدارند و مرید وی میشمارند و اکثر ایشان از ربقهٔ اسلام خارج و در دائره اباحت و تهاون به شرع و سنت داخل میباشند. در تاریخ ۸۳۰ هـ . ق. پادشاه وقت را کسی زخمی زد و به توهم آنکه این کار با وقوف سید قاسم بوده او را از شهر هرات اخراج کردند. وی به جانب بلخ و سمرقند رفت و از آنجا مراجعت کرد و در خرجرد جام متوطن شد و به سال ۸۳۷ وفات یافت و قبر وی در آنجا است. (نفحات الانس چ ۱۳۳۶ صص ۵۹۳-۵۹۵). ادوارد براون آرد دومین شاعر عصر امیر تیموری که جالب توجه است قاسم الانوار است. وی شاعری است صوفی، نکات مهمه راجع به تاریخ حیات وی را ریو در فهرست بدینگونه خلاصه کرده: (فهرست ریو ص ۶۳۵) سید قاسم انوار در سراب (سراو) در ولایت تبریز به سال ۷۵۷ هـ . ق. / ۱۳۵۶ م. متولد شد. در علم شریعت شاگرد شیخ صدرالدین اردبیلی که یکی از اجداد صفویه است بوده و پس از وی نزد شیخ صدرالدین یمنی تلمذ نمود که او خود نیز از تلامیذ شیخ اوحدالدین کرمانی است. پس از آنکه چندی در گیلان اقامت نمود به خراسان رفت و در هرات ساکن شد و آن در زمان سلطنت تیمور و فرزندش شاهرخ است. در آنجا مریدان و شاگردان بسیار از اطراف نزد وی جمع آمدند و به قدری دارای نفوذ و عظمت گردید که شاه را تحت الشعاع خود قرار داد. عبدالرزاق در مطلع السعدین حکایت میکند که چون در سال ۸۳۰ هـ . ق. / ۱۴۲۶ م. شاهرخ در مسجد جمعه هرات مورد حملهٔ احمدلر قرار گرفت و مجروح گردید، سید قاسم مورد سوء ظن میرزا بایسنقر واقع شد و گفتند که قتل در تحت حمایت او بوده است. از این رو سید ناگزیر شد که هرات را ترک گوید و به سمرقند برود و در آنجا در ظل عنایت میرزا آلغ بیک قرار میگیرد. مع ذلک چند سال بعد وی به خراسان مراجعت نمود و در خرجرد که شهری است در ولایت جام منزل گزید و هم در آنجا به سال ۸۳۷ هـ . ق. / ۱۴۳۳ م. وفات یافت. (ترجمهٔ تاریخ ادبیات براون ج ۳ صص ۵۱۴ -۵۳۶).

کلمات هم‌قافیه با «قاسم انوار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید