معنی قاسمی اصفهانی
5 بازدید
[ سِ یِ اِ فَ ] (اِخ) (درویش...) از اصفهان است. مردی ظریف و عارف و صحبت دیده بود و به مصاحبت امیر نجم به ماوراءالنهر رفت. این مطلع از اوست: شب می خوردن از فردا بیندیش که این شب را عجب روزی است در پیش. (ترجمهٔ مجالس النفائس ص ۱۵۳).
کلمات همقافیه با «قاسمی اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر