معنی قاسمعلی
4 بازدید
[ سِ عَ ] (اِخ) (سید...) از اولاد سید محمد غوث گوالیاری و مادرش بنت محمد عطاخان. مرصع رقم بود و از سر کار انگریزی به عهدهٔ تحصیل در نواحی فرخ آباد بسر می نمود. طبع موزون داشت و توجه بشعر و شاعری میگماشت. او راست: دل می تپد او خبر ندارد عشقم اثری مگر ندارد دارد همه آنچه بایدش لیک در کوی وفا گذر ندارد آن کیست در این زمان که قاسم سر دارد و درد سر ندارد؟ (صبح گلشن چ هند ص ۳۲۷).[ سِ عَ ] (اِخ) (ملا...) از شاعران ایران و از مردم طوس است. تخلص وی دانسته نیست. او راست: چو توئی نبوده هرگز به وفا و مهربانی به تو هیچکس نماند تو به هیچکس نمانی. (از آتشکدهٔ آذر تحشیهٔ شهیدی ص ۹۶). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «قاسمعلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر