معنی قاسم‌آباد

معنی قاسم‌آباد

5 بازدید
[ سِ ] (اِخ) قصبه و اسکله ای است در ۲۵۵هزارگزی بابل در ایالت مازندران. (قاموس الاعلام ترکی).
[ سِ ] (اِخ) قصبه ای است در شمال غرب مشهد، در کنار خرابه های طوس، در ایالت خراسان و در سرچشمه نهر «کشف رود» از توابع «هری رود» و مرکز پرورش بهترین شترهای ایران است. (قاموس الاعلام ترکی).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش شمیران شهرستان تهران. ۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان لواسان کوچک بخش افجهٔ شهرستان تهران. ۲۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزء بخش شهریار شهرستان تهران. در ۱۲هزارگزی جنوب خاور علیشاه و ۶هزارگزی شمالی راه آهن تهران رباطکریم واقع است. در جلگه قرار دارد و هوای آن معتدل است. ۶۱۹ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و در بهار از رود کرج تامین میشود. محصولات آن غلات، چغندر، قند، میوه جات و انگور است. شغل اهالی زراعت می باشد. در حدود ۱۰ باب دکاکین مختلفه و بهداری دولتی دارد. راه مالرو، از طریق کامه ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان گله زن بخش خمین شهرستان محلات. در ۱۵هزارگزی خاور خمین و ۸هزارگزی باختر راه شوسهٔ خمین به دلیجان و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۱۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، بنشن، چغندرقند و تنباکو و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از طریق امیریه ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان دو دانگهٔ بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین. در ۱۲هزارگزی جنوب خاور ضیاءآباد و ۳هزارگزی راه شوسه واقع است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان شراء پائین بخش وفس شهرستان اراک. در ۳۰هزارگزی جنوب باختری کمیجان و ۹هزارگزی راه عمومی واقع و سرزمین آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. ۳۷۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد. نام قدیمی این ده گوی تپه بوده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است جزء دهستان طارم بخش سیردان شهرستان زنجان. در ۱۵هزارگزی شمال خاوری سیردان و کنار رود قزل اوزن قرار گرفته و سرزمین آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. ۳۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و رود کلج و محصول آن غلات و بن شن و زیتون و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان فراهان پائین بخش فرمهین شهرستان اراک. در ۱۸هزارگزی جنوب فرمهین و ۳هزارگزی شهرستان اراک و در دامنه واقع و هوای آن سردسیری است. ۱۲۵ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و بن شن و انگور و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و در فصل خشکی میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزو دهستان انگوران بخش ماه نشان شهرستان زنجان. در ۳۰هزارگزی جنوب ماه نشان و ۹هزارگزی راه عمومی واقع و سرزمین آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. ۱۹۱ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).
[ سِ ] (اِخ) دهی است جزو دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک. در ۴۲هزارگزی شمال خاوری آستانه واقع و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. ۸۵۳ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و زه آب رودخانهٔ محلی و محصولات آن غله و بن شن و پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از عقیل آباد میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان مهتاب صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان. در ۸هزارگزی شمال خاوری صیدآباد و هزارگزی شوسهٔ. دارای ۱۶ تن سکنه. آب قنات این ده لب شور و میگویند برای معالجهٔ امراض جلدی مفید است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان علا بخش مرکزی شهرستان سمنان. در ۴هزارگزی سمنان. دارای ۴۵ تن سکنه است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سدن رستاق بخش مرکزی شهرستان. در ۲۴هزارگزی باختر گرگان و دارای ۹۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میانرود باختر بخش نور شهرستان آمل. در ۱۳هزارگزی سفلی آمل در دشت واقع و هوای آن معتدل مرطوب مالاریائی. دارای ۹۰ سکنهٔ شیعه، مازندرانی و فارسی. آب آن از رودخانهٔ میانرود، محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت است، راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از بخش مینودشت شهرستان گرگان. در ۸هزارگزی جنوب خاوری مینودشت واقع و سرزمین آن کوهستانی است. دارای ۱۰۵ تن سکنه و شغل عمدهٔ اهالی تهیه ذغال است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان کاشان. در ۲۴هزارگزی شمال باختری کاشان، کنار شوسهٔ کاشان به قم. دامنه، هوای آن معتدل و دارای ۱۲۰ تن سکنه است که شیعه و فارسی زبانند. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، هندوانه، خربزه، شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. راه مالرو دارد و از طریق نصرآباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جوشقان بخش میمهٔ شهرستان کاشان. در ۳۰هزارگزی شمال خاوری میمه، موقع جغرافیائی آن کوهستانی سردسیر است. ۲۰۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات، محصول آن غلات و خربزه و مختصر میوه، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه مالرو دارد و از طریق کلوخ اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قهاب رستاق بخش صیدآباد شهرستان دامغان. در ۱۴هزارگزی جنوب صیدآباد و ۴هزارگزی ایستگاه مروان و در جلگه واقع است. هوای آن معتدل، دارای ۵۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات لب شور محصول آن غلات و حبوبات و پسته و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. از طریق ایستگاه سرخده اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهار بلوک بخش سیمینه رود شهرستان همدان. در ۳۰۰۰گزی شمال همدان و ۱۰۰۰ گزی خاور شوسهٔ همدان به تهران. جلگه ای و سردسیر است. سکنهٔ آن ۸۹۱ تن و فارسی زبانند. آب آن از قنات و چشمه. محصول آن غلات و حبوبات و توتون و انگور و لبنیات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج. در ۱۱۰۰۰گزی خاور قروه و ۴۵۰۰گزی شمال شوسهٔ همدان به قروه. جلگه ای و سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۶۰ تن و کردزبانند. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و میوه جات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد و تابستان از طریق شکوه آباد اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگه افشار دوم بخش اسدآباد، شهرستان همدان. در ۱۲۰۰۰گزی خاوری قصبه اسدآباد و ۱۰۰۰۰گزی خاور شوسهٔ اسدآباد به همدان. کوهستانی و سردسیر است. سکنه ۲۴۷ تن ترکی و فارسی زبانند. آب آن از چشمه ها، محصول آن غلات، انگور و لبنیات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد. سرچشمهٔ رودخانهٔ خنداب بالای آبادی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان. در ۲۲۰۰۰گزی جنوب باختری شهر تویسرکان و ۷۰۰۰گزی جنوب راه شوسهٔ تویسرکان به کرمانشاه کنار رودخانهٔ تویسرکان و جلگه واقع است و هوای آن سردسیری مالاریائی است. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانه قلقل رود. محصول آن غلات، تریاک، صیفی، انگور، لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه مالرو دارد و از فرسفج اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان. در ۲۴۰۰۰گزی باختر کنگاور و ۶۰۰۰گزی شمال باختری قزوینه. کوهستانی، سردسیر، سکنهٔ آن ۹۴ تن و زبان ایشان فارسی کردی است. آب آن از چشمه کوچک. محصول آن غلات دیمی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کمازان بخش حومهٔ شهرستان ملایر. در ۳۹۰۰۰گزی جنوب خاوری شهر ملایر. کنار راه اتومبیل رو ملایر به اراک. سرزمین آن کوهستانی و هوای آن معتدل و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۵۸ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، دیم، شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان قالی بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج. در ۳۲۰۰۰گزی شمال باختر زراب و ۸۰۰۰ گزی شوسهٔ مریوان به سنندج. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۵۵ تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، لبنیات، توتون. شغل اهالی زراعت، گله داری و ذغال فروشی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چرداول بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام. در ۱۹۰۰۰گزی جنوب خاور چرداول، کنار راه شوسهٔ مالرو شیروان. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و گرمسیر است. آب آن از رودخانهٔ چرداول، سکنهٔ آن ۵۰ تن و زبان آنان کردی است. محصول آن غلات، تریاک و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. در ۲۲هزارگزی جنوب خاوری الیگودرز. در کنار راه مالرو قشلاق لجان به دهله و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۶۵۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، لبنیات، تریاک، و پنبه و چغندر و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان قالی و جاجیم بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیلاخور بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. در ۱۹هزارگزی باختر الیگودرز و ۱۱هزارگزی خاور شوسهٔ ازنا به دورود و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۴۷۴ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات، تریاک، پنبه، چغندر و انگور و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. در ۲۲هزارگزی شمال باختر نورآباد و ۶هزارگزی خاور شوسهٔ خرم آباد به کرمان، در تپه ماهور واقع و هوای آن سردسیری مالاریائی است. ۶۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، تریاک، لبنیات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حسنوند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. در ۵هزارگزی خاور الشتر و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ الشتر به خرم آباد واقع است. و ۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ سِ ] (اِخ) به کُرِه که نام دیگر آن است رجوع شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شش ده قره بلاغ بخش مرکزی شهرستان فسا. در ۴۹هزارگزی خاور فسا و دوهزارگزی راه فرعی فسا به داراکوبه و در جلگه واقع است. هوائی معتدل و ۲۷۰ تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالی و گلیم بافی است. دبستان و راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیضاء بخش اردکان شهرستان شیراز. در ۶۴هزارگزی جنوب فسا در اردکان و ۴هزارگزی راه فرعی بیضاء به زرقان. در جلگه واقع است. هوای آن معتدل و مالاریائی است. ۱۶۰ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و ماش و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش قیر و کارزین شهرستان فیروزآباد در ۱۱هزارگزی خاور قیر و کنار راه مالرو عمومی قیر به مبارک آباد. در جلگه واقع است. هوای آن گرم و مالاریایی است. ۱۰۲ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ قره آغاج و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز. در ۷۳هزارگزی جنوب خاور اردکان و کنار راه فرعی پل خان به کامفیروز. در جلگه واقع است. هوای آن معتدل و مالاریائی است. ۸۶ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان شیب کوه (زاهدان) بخش مرکزی شهرستان فسا. در ۳۰هزارگزی جنوب خاور فسا و ۵هزارگزی شوسهٔ فسا به جهرم واقع است. ۴۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب، شهرستان زابل. در ۱۲۰۰۰گزی خاور بنجار و ۱۰۰۰گزی راه مالرو ده دوست محمد به زابل. جلگه، گرم و معتدل و سکنهٔ آن ۱۰۳۳ تن است. آب آن از رودخانهٔ هیرمند، محصول آن غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی است. برج قدیمی از زمان نادرشاه دارد. راه مالرو نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان. در ۶۰۰۰گزی خاور رفسنجان و ۷۰۰۰گزی شمال شوسهٔ رفسنجان به کرمان. در جلگه واقع و سردسیر است. سکنه ۹۴۵ تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات، پسته، پنبه، لبنیات، شغل مردم آن زراعت و گله داری است. راه فرعی و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش بمپور شهرستان ایرانشهر. در ۱۳۰۰۰گزی باختر بمپور و ۲۰۰۰گزی باختر شوسهٔ بمپور به چاه بهار. جلگه ای، و هوای آن گرمسیر و مالاریائی است. سکنهٔ آن ۲۸۰ تن. آب آن از رودخانهٔ بمپور. محصول آن غلات، ذرت، شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ده بالا بخش خاش شهرستان زاهدان. در ۲۶۰۰۰گزی خاور خاش و ۵۰۰۰گزی جنوب راه فرعی گزو به خاش. جلگه ای و هوای آن گرمسیر و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۱۵ تن. آب آن از قنات، محصول آن غلات، پنبه، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه فرعی دارد. ساکنین از طایفهٔ شهنوازی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوق باختری شهرستان رفسنجان. در ۵۹۰۰۰گزی شمال رفسنجان. کنار راه مالرو رفسنجان به بافق، در جلگهٔ سردسیر واقع است. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آن از قنات، محصول آن غلات، پسته، پنبه. شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریگان، بخش فهرج شهرستان بم. در ۲۲۰۰۰گزی جنوب خاوری فهرج و ۴۰۰۰گزی راه فرعی ریگان به بم. جلگه ای و هوای آن گرمسیر مالاریائی است، سکنهٔ آن ۱۴۸ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات، لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت. در ۴۴۰۰۰گزی جنوب سبزواران و ۴۰۰۰گزی جنوب راه فرعی سبزواران به گلاشکرد، جلگه، گرمسیر مالاریائی. سکنهٔ آن ۵۵ تن. آب آن از قنات، محصول آن غلات و خرما است. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زنگی آباد بخش مرکزی شهرستان کرمان. در ۴۸۰۰۰گزی شمال کرمان و ۶۰۰۰گزی باختر راه فرعی کرمان به چترود. سکنهٔ آن ۳۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان خنامان شهرستان رفسنجان. در ۵۵۰۰۰گزی خاور رفسنجان و ۵۰۰۰گزی جنوب شوسهٔ رفسنجان به کرمان. سکنهٔ آن ۲۷ تن. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ارزوئیه بخش بافت شهرستان سیرجان. در ۹۰۰۰۰گزی جنوب باختری بافت سر راه مالرو ده سرد جنز واقع است. سکنهٔ آن ۱۲ تن. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان زیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان. در ۱۷۰۰۰گزی شمال سعیدآباد، سر راه فرعی زیدآباد به سعیدآباد. سکنهٔ آن ۱۰ تن. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم. در ۴۰۰۰گزی جنوب راین، کنار راه فرعی ساردوئیه به راین. سکنهٔ آن ۲ خانوار است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان باغین بخش حومهٔ شهرستان کرمان. در ۶۰۰۰۰گزی باختر کرمان و ۱۲۰۰۰گزی شمال شوسهٔ کرمان به طهران سکنهٔ آن ۲ خانوار است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان لب کویر بخش بجستان شهرستان گناباد. در ۲۶هزارگزی باختر بجستان، سر راه مالرو عمومی نیگنان و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۴۳۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و شغل مردم آن زراعت و مالداری است. راه مالرو و معدن گل سرخ دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شاندیز بخش طرقبهٔ شهرستان مشهد. در ۶هزارگزی شمال خاوری طرقبه، سر راه شوسهٔ قدیمی مشهد به قوچان. در دامنه واقع و هوای آن معتدل است. ۱۲۸ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بن شن و تریاک و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سه قلعه بخش حومهٔ شهرستان فردوس. در ۳۷هزارگزی جنوب خاوری فردوس و یکهزارگزی جنوب شوسهٔ عمومی معدن به فردوس. در جلگه واقع و هوای آن گرمسیری است. ۱۴۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و زیره و گاورس و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلگهٔ زوزن بخش خواف شهرستان تربت حیدریه. در ۶۶هزارگزی جنوب باختری رود و ۲هزارگزی شمال زوزن. در جلگه واقع و هوای آن گرمسیری است. ۱۰۱۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و زیره و تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند. در ۲۷هزارگزی جنوب خاوری خوسف. در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۲۲۶ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان. در ۸۳هزارگزی جنوب باختری فریمان سر راه مالرو عمومی امیران به دولت آباد. در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۳۸۷ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و توتون و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس. در ۶هزارگزی جنوب طبس و ۴هزارگزی خاور مالرو عمومی طبس به خداآفرین. در جلگه واقع و هوای آن گرمسیری است. ۲۷ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور. در ۱۵هزارگزی خاور فدیشه و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۷۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان رقهٔ بخش بشرویهٔ شهرستان فردوس. در ۱۶هزارگزی باختر بشرویه واقع و سرزمین آن کوهستانی و هوای آن گرمسیری است، ۴ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. در ۱۸هزارگزی جنوب نیشابور و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۶۹ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور. در ۹هزارگزی جنوب نیشابور و در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. ۲۰۲ تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان یزد. در ۶۰۰۰گزی جنوب باختر یزد و ۲۰۰۰گزی باختر راه یزد به سریزد. جلگه معتدل، مالاریائی، سکنهٔ آن ۵۴۴ تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت، صنایع دستی و نساجی است. راه آن فرعی است. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان هرات و مروست بخش شهربابک شهرستان یزد. در ۹۷۰۰۰گزی شمال باختر شهربابک و ۱۰۰۰گزی باختر راه مروست به یزد. جلگه، معتدل، مالاریائی، سکنهٔ آن ۵۴۴ تن. آب آن از قنات. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت، صنایع دستی آنان قالی بافی است، راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرون بخش نجف آباد شهرستان اصفهان. در ۵۱۰۰۰گزی باختر نجف آباد و ۷۰۰۰گزی راه نجف آباد به دامنه. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۲۷۰ تن است. آب آن از قنات، محصول آن غلات، بادام، سیب زمینی، انگور و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان پارچه و کرباس بافی است. راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد. در ۶۰۰۰گزی شمال باختر اردل و ۲۱۰۰۰گزی تا راه عمومی مالرو. کوهستانی با آب و هوای معتدل، سکنهٔ آن ۱۲۰ تن. زبان لری. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، کتیرا، پشم، روغن و گزانگبین. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. قشلاق آنان در اطراف مسجد سلیمان است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) ده مخروبه ای است از بخش سمیرم بالا شهرستان شهرضا. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
[ سِ ] (اِخ) (رودخانهٔ...) یکی از رودخانه های شمال ایران که از خشکه رود تا آنجا در حدود یک فرسخ است. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۳۹ و ۲۰۳).
[ سِ ] (اِخ) یکی از دههای سدن رستاق در مازندران. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۸).
[ سِ ] (اِخ) نام محلی کنار راه سلطان آباد و ملایر میان بهمنی و دهینجانه. در ۳۴۲۶۰۰ متری طهران واقع است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ سِ ] (اِخ) نام محلی است کنار راه رامسر به لنگرود میان شیخ زاهد و خشک رود. در ۵۰۱۷۰۰ متری طهران واقع است.

کلمات هم‌قافیه با «قاسم‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید