معنی قازگان
7 بازدید
(ترکی، اِ) قازقان. دیگ بزرگ. - امثال: قازگانش سرنگون شده ؛ کنایه از بی سامانی و پریشانی است. و معنی حقیقی آن آن است که هرچه در دیگ بود همه ریخته. (آنندراج). رجوع به قازقان شود.
کلمات همقافیه با «قازگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر