معنی قازهدار
8 بازدید
[ زَ / زِ ] (نف مرکب) سائِس و آنکه اسب تیمار میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قازهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر