معنی قازب
6 بازدید
[ زِ ] (ع ص) بازرگان نیک آزمند و حریص که گاهی براه خشکی و گاهی براه دریا تجارت کند. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «قازب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زب» برای سرودن شعر