معنی قاریه
5 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) بن نیزه یا سر آن. (آنندراج). || تیزی و نوک نیزه. || دم شمشیر و جز آن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || شهر، خلاف بادیه. (آنندراج).[ یَ / ری یَ ] (ع اِ) سار سبز. و گویند سار سیاه. (مهذب الاسماء). مرغی که عرب بدان تیمن کند و دیدن آن را بشارت باران داند، گویا مژده آور باران است یا پیش رو ابر، و شخص جوانمرد و جواد را بدان تشبیه کنند و بدین معنی به تشدید هم آمده. (آنندراج). پرنده ای است کوتاه پای، بلندمنقار و پشت سبز. (زمخشری) (اقرب الموارد). ج، قواری. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «قاریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر