معنی قارورهشناس
6 بازدید
[ رو رَ / رِ شَ / شِ ] (نف مرکب) بول بیمارشناس. پزشکی که از بول بیمار بیماری او را تشخیص کند: قاروره شناس نبض بفشرد قاروره شناخت رنج او برد.نظامی.
کلمات همقافیه با «قارورهشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر