معنی قارنان
4 بازدید
[ رُ ] (اِخ) پسر قارن. (ولف ص ۶۱۹). منسوب به قارن : سوی راست جای فریبرز بود بکتمارهٔ قارنان داد زود. فردوسی (شاهنامهٔ بروخیم ج ۵ ص ۱۳۲۸).
کلمات همقافیه با «قارنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر