معنی قارت
5 بازدید
[ رِ ] (ع ص) آنکه هرچه بیابد بگیرد. (منتهی الارب). || مشک نیکوتر تیزبوی سبک سنگ. (منتهی الارب) (آنندراج). || خون که در پوست بمیرد. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «قارت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر