معنی قارالذات
4 بازدید
[ قارْ رُذْ ذا ] (ع ص مرکب) (اصطلاح فلسفه). یکی از دو قسم کم متصل. کم متصل دو قسم بود: یا قارالذات بود یا غیر قارالذات. قارالذات آن بود که اجزائی که او را فرض کنند با هم موجود توان یافت و غیر قارالذات آن بود که هرگاه او را اجزاء فرض کنند در حال وجود یک جزء دیگر اجزاء موجود نبود. کم متصل. قارالذات سه نوع بود: خط و او طول تنها بود و عرض و عمقش نبود، و سطح و او را طول و عرض بود و عمق نبود، و جسم و او را طول و عرض و عمق بود. و این جسم را جسم تعلیمی گویند و کم متصل غیر قارالذات یک نوع بود و آن زمان است. (اساس الاقتباس چ دانشگاه ص ۴۰ و ۴۱).
کلمات همقافیه با «قارالذات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر