معنی قادیکلا

معنی قادیکلا

5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان راستوپی بخش سوادکوه شهرستان شاهی، در ۲۵۰۰گزی شمال زیرآب و یکهزارگزی راه آهن و شوسهٔ شاهی تهران و در سرزمین کوهستانی واقع و هوای آن معتدل مرطوب و مالاریائی است و دارای ۱۳۴۰ تن سکنه میباشد. آب آن از چشمه و رودخانهٔ تالار و محصول آن برنج و غلات و لبنیات، و شغل اهالی زراعت و گله داری و کارگری در معدن زغال سنگ زیرآب و صنایع دستی زنان کرباس و شال بافی است. راه مالرو دارد. در تابستان گله داران به ییلاقات دلوپی میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان دورود بخش مرکزی شهرستان ساری. در ۱۵هزارگزی شمال ساری و کنار رود تجن در میان دشت واقع و هوای آن معتدل و مرطوب مالاریائی است، ۴۵۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ تجن و محصولات آن برنج و غلات و پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت است، راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درکاسعیده بخش چهاردانگهٔ شهرستان ساری. در ۱۸۰۰۰گزی شمال باختری کیاسر و کنار راه عمومی کیاسر به ساری واقع و موقعیت جغرافیائی آن کوهستانی جنگلی و هوای آن معتدل و مرطوب و مالاریائی است. ۳۲۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و رودخانهٔ گرم آب و محصولات آن غلات و برنج و ارزن و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان شال و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نوکندکا بخش مرکزی شهرستان شاهی. در ۸۰۰۰گزی شمال شاهی کنار شوسهٔ شاهی به جویبار واقع است. آب آن از رودخانه تالار و چاه و محصولات آن برنج و غلات و کنجد و پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت است. تپه ای از آثار قدیم دارد که در نتیجهٔ کاوشی آثار ابنیه از قبیل آجر و سوفال و غیره مشاهده شده. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جلال ازرک بخش مرکزی شهرستان بابل. در ۱۰۰۰۰گزی باختر بابل و در دشت واقع و هوای آن معتدل مرطوب و مالاریائی است. ۱۷۰ تن سکنه دارد. آب آن از رودخانهٔ کاری و محصول آن برنج و صیفی و کنف و مختصر غلات و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات آمل. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۵۳).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات فرح آباد. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۱).
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهات هزارجریب. (ترجمهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶۶).

کلمات هم‌قافیه با «قادیکلا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید