معنی قاده
7 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ قائد. رجوع به قائد شود: فریدون غوری نام که سروری از جمله قادهٔ سلطان بود. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «قاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر