معنی قادمة
7 بازدید
[ دِ مَ ] (ع اِ) مقدم پالان. (منتهی الارب) (آنندراج). || پر دراز بال مرغ. (منتهی الارب). در هر بالی از مرغ چهارده پر است و آنکه از همه بزرگتر است آن را قادمه گویند. ج، قوادم و قُدامی. (منتهی الارب) (آنندراج).[ دِ مَ ] (اِخ) آبی است مر بنی ضبّه را. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قادمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر