معنی قادم
88 بازدید
[ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از قدوم. از سفر بازآینده. ج، قُدُم، قُدّام. (منتهی الارب) (آنندراج).[ دِ ] (اِخ) کوهکی است نزدیک برقانیه و حفیر خالد نزدیک آن است و گفته اند وادی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قادم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر