معنی قادرة
8 بازدید
[ دِ رَ ] (ع ص) تأنیث قادر. رجوع به قادر شود. || لیلة قادرة؛ شب نرم و آسان سیر. (ناظم الاطباء): بین ارضک و ارض فلان لیلة قادرة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قادرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر