معنی قاتی کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) مأخوذ از ترکی قاتماق +کردن فارسی. مزج. خلط. مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. درآمیختن. رجوع به ترکیب قاطی کردن شود.
کلمات همقافیه با «قاتی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر