معنی قاتل ابیه

معنی قاتل ابیه

5 بازدید
[ تِ لِ اَ ] (اِ مرکب) نباتی است که مگس کشد و قابض است. بنگ. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بنج. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی و قرابادین). نزد بعضی بیداسقان و نزد جمعی قطلب است. معنی او به لغت پارسی چنان باشد که کشندهٔ پدر خویش و او را قرناروس هم گویند. اگر میوهٔ او را مجاورت کرده شود درد سر آرد. و چنین گویند که او را قاتل ابیه بدان سبب گویند که اجزاء او مر همدیگر را بخورد. و هر چه با او آمیخته شود آن را هم بخورد. و بعضی گفته اند که قاتل ابیه کندس است. دیوجانس گوید که درختی است که در او قوت قبض بلیغ است. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان). رجوع به حناء احمر شود. قطلب. (داود انطاکی ج ۱ ص ۲۰). نوعی از خصی الثعلب. خصی الکلب. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و گفته شده که از آن جهت این نام بر آن نهاده اند که آن را دو ریشه است که یک سال یکی از آن دو فربه گردد و دیگری لاغر. و به سال دیگر بعکس آنکه فربه بود لاغر و آنکه لاغر بود فربه شود. (دزی).

کلمات هم‌قافیه با «قاتل ابیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید